«قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ»؛ مرحوم علامه طباطبایی ميxadفرمايد: علاوه بر همه xadی بیxadادبی هایی که این گروه در حین تکلّم و نحوهxadی گویش با حضرت موسی علیه السلام داشتند، از همه مهمتر همین کلام آنان است که گفتند:
«يُبَيِّن لَّنَا مَا هِىَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا»؛ جنس گاو برايمان مشتبه شده، و نگفتند: «انّ البقرة تشابهت علينا»؛ آن گاوِ مخصوص كه بايد به وسيلهxad ی زدنِ دمِ آن به كشتهxad ی بنى اسرائيل او را زنده كنى، براى ما مشتبه شده است. به بیان دیگر؛ آنها ميxadخواستند بگويند: همهxad ی گاوها كه خاصيتِ مرده زنده كردن ندارند، و اين خاصيت، مال يك گاوِ مشخص است، كه اين مقدار بيانِ تو هم آن گاو را مشخص نكرد.
خلاصه آن که؛ آنان با بیان این سخن، تأثير نامبرده را از گاو دانسته اند، نه از خدا، با اينكه تاثير همه از خداى سبحان است، نه از گاو معين، و خداى تعالى هم نفرموده بود: كه گاو معينى را بكشيد، بلكه به طور مطلق فرموده بود: يك گاو بكشيد، و بنى اسرائيل ميxad توانستند، از اين اطلاق كلامِ خدا استفاده نموده، يك گاو بكشند.[1] و این، سخنی است که در بیانی از حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم نیز خود را نشان داده است، چنانxadکه فرمود: «انّهم اُمِرُوا بأدنی بقرة و لکنّهم لَمّا شَدَّدوا- أو؛ شَدُّوا- علی انفسهم شَدَّدَ اللهُ علیهم، و ایِّم الله لو لم یستثنوا ما بیَّنتُ لهم الی آخر الآبد».[2]
[1]. ر.ک: طباطبايى، سيد محمد حسين (1417هـ ق)ج 1، ص199.
[2]. طبرسى، فضل بن حسن (1372هـ ش)ج 1، ص274؛ عروسى حويزى، عبد على بن جمعه (1415هـ ق)ج1، ص89؛ طبرى، ابوجعفر محمد بن جرير(1412هـ ق)ج 1، ص275.